ماهگرد یازدهم عشقم هانا
خدا جونم شکرت امشب برای یازدهمین بار بودن دخترم رو جشن گرفتیم .یازده ماهه که خوشبخت ترینم و یک فرشته رو در آغوشم گرفتم و لذت دنبا رو بردم. الهی مامان فدای صورت خوشکلت بشه که مثه سیب میمونه.یک ماه دیگه مونده تا دخترم یک ساله بشه . وااااااای که چقد زود گذشت و دخترم یک ساله شد.هنوز صدای جیغ و گریه اولت توی گوشمه انگار همین دیروز بود. هانا جون کاشکی بدونی که چقد دوستت دارم مامانیییی.عاشقتم نازنینم. هانای نازم این ماهگردت کنار باباحسین و مامان زهرا و عمه های مهربونت توی خونه عمه مرضیه بود و بابا وحیدم دو روز پیش اومده پیشمون چون که فردا شب عقد عمه مهلا جونه این ماهگردت رو هم شمعش رو پسر عمه عزیزت...
نویسنده :
مامان بهناز
23:39










